عطا ملك جوينى

663

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

خوب‌صورت كه سورهء حسن بر صحيفهء صفحهء ايشان مسطورست كاسات قميز « 1 » و شراب به اباريق و اكواب « 2 » متواتر و متوالى كرده و عرصهء دلها از خار غم و وحشت خالى گشته : ساقيانى كه چه گويم و چگونه يا رب * كه مه گلگون از دام معنبر گيرند قطرهء خون شود از خنجر ايشان مرّيخ * روز نصرت چو ز جان قبضهء خنجر گيرند زهره در ساغرشان رقص كند همچو حباب * گاه عشرت چو به كف گوشهء ساغر گيرند و روزگار مخالف « 3 » چون پاى در راه « 4 » راست « 5 » نهاده است لاجرم چنگ « 6 » در پردهء « 7 » نوا « 8 » زده است ، و ناهيد اقبال برحسب حال مطلع شعرى گزيده و از زفان دولت قولى در دهان جهان انداخته و آهنگ بركشيده : بشرى فقد انجز الإقبال ما وعدا * و الدّهر ذو ندم ممّا جفا و عدا « 9 » و بدين غزل كه ملايم وقت افتاده است چرخ گردنده كز ديدهء رضا و موافقت نظر مىافكند در رقص آمده : خسروا ملك بر تو خرّم باد * كلّ گيتى ترا مسلّم باد از تو آباد ظلم ويران گشت * به تو بنياد عدل محكم باد و اين ترانه را كه مناسب حالست چون از ضربهء زخمهء « 10 » چنگ زمانه ايمن گشته در داده كه : جدّت ورق زمانه از ظلم بشست * جود عم تو شكست‌ها كرد درست اى بر تو قباى خانيت آمده چست * نيكوئى كن كه نوبت دولت تست و نوينان و امرا به موافقت سر و سرور ايشان منكسار نوين در مقام سلاح‌داران صف‌صف ايستاده و بيتكچيان « 11 » و وزرا و حجّاب مقدّم و سرور ايشان بلغاى آقا بر موضع خويش پاى نهاده و باقى امرا و حشم بيرون بارگاه صد رسته زيادت نشسته و سلاح‌ها بسته :

--> ( 1 ) - قميز : به ضمّ و كسر قاف شراب شير ماديان ، قسمى ماست معمول نزد مغولان . ( 2 ) - اكواب : كوزه‌ها ، جمع كوب . ( 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 ) - اين چند كلمه باهم مراعات النظير دارند . « مخالف » و « راست » از گوشه‌هاى موسيقى هستند و « راه » به معنى آهنگ است . ( 9 ) - بشرى . . . مژده كه بخت آنچه را وعده كرد وفا نمود و روزگار از آنچه جفا و تجاوز كرد پشيمان است . ( 10 ) - زخمه : مضراب ، كه بدان ساز را بنوازند . ( 11 ) - بيتكچى : كاتب ، دبير .